انتظاردل

دنیا کوچک است و پرواز پرندگان بزرگ

خدایا
ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢ 
خــدایــا سینه ام را بگشــا
 
 کــارم را بــرایم آســان کــن
 
و گــره از زبــانم بــاز کــن تــا سخــنم را بفهمــند ... !!!

کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۳ 

دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد 


کلمات کلیدی:
 
قصه‌ی بی‌سروسامانی من
ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۸ 

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید

داستان غم پنهانی من گوش کنید

قصه‌ی بی‌سروسامانی من گوش کنید

گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید

شرح این آتش جانسوز نگفتن تا کی؟!

سوختم، سوختم، این راز نهفتن تا کی؟!

روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم

ساکن کوی بت عربده‌جویی بودیم

عقل و دین باخته، دیوانه‌ی رویی بودیم

بسته‌ی سلسله‌ی سلسله‌مویی بودیم

کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود

یک گرفتار از این جمله که هستند نبود

نرگس غمزه‌زنش این همه بیمار نداشت

سنبل پرشکنش هیچ گرفتار نداشت

این همه مشتری و گرمی بازار نداشت

یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت

اول آن کس که خریدار شدش من بودم

باعث گرمی بازار شدش من بودم

عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او

داد رسوایی من شهرت زیبایی او

بس که دادم همه جا شرح دلارایی او

شهر پرگشت ز غوغای تماشایی او

این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد

کی سر برگ من بی‌سروسامان دارد؟!

چاره این است و ندارم به از این رای دگر

که دهم جای دگر دل به دلارای دگر

چشم خود فرش کنم زیر کف پای دگر

بر کف پای دگر بوسه زنم جای دگر

بعد از این رای من این است و همین خواهد بود

من بر این هستم و البته چنین خواهدبود


کلمات کلیدی:
 
خانه دوست
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٦ 
من دلم می‌خواهد
خانه‌ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوست‌هایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو...؛
 
هر کسی می‌خواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
 
شرط وارد گشتن
شست و شوی دل‌هاست
شرط آن داشتن
   یک دل بی رنگ و ریاست...
 
بر درش برگ گلی می‌کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می‌نویسم  ای یار
خانه‌ی ما اینجاست
 
تا که سهراب نپرسد دیگر
" خانه دوست کجاست ؟ "
 
(( فریدون  مشیری ))

کلمات کلیدی:
 
بکوکجایی
ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۸ 

نشان تو ز هر زمین گاهی ز آسمان جویم

ببین چه بی پروا ره تو می پیویم


کلمات کلیدی:
 
عشق
ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٦ 

تا با غم عشق تو مرا کار افتاد

بیچاره دلم در غم بسیار افتاد


کلمات کلیدی:
 
یار تو هستم
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٤ 

نترس از سفرها که یار تو هستم 

نترس از خطرها کنار تو هستم 

نترس از زمانه که بی اعتبار است 

که هر لحظه من اعتبار تو هستم 

کنار تو هستم که یار تو هستم 

که بیش از خودت بی قرار تو هستم 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱۱ 

 گفتم:بدوم تا تو همه فاصله ها را

 تازودتر از واقعه گویم گله ها را

 چون آینه پیش تو نشستم که ببینی

 در من اثر سخت ترین زلزله ها را

 پرنقش تراز فرش دلم بافته ای نیست

 ازبس که گره زد به گره حوصله هارا

 ما تلخی نه گفتنمان راکه چشیدیم

 وقت است بنوشیم ازاین پس بله ها را

 بگذار ببینیم براین جغد نشسته

 یک بار دگر پرزدن چلچله ها را

 یک بار هم ای عشقِ من ازعقل میندیش

 بگذارکه دل حل بکند مسئله ها را

 


کلمات کلیدی: