نترس از سفرها که یار تو هستم
نترس از خطرها کنار تو هستم
نترس از زمانه که بی اعتبار است
که هر لحظه من اعتبار تو هستم
کنار تو هستم که یار تو هستم
که بیش از خودت بی قرار تو هستم
گفتم:بدوم تا تو همه فاصله ها را
تازودتر از واقعه گویم گله ها را
چون آینه پیش تو نشستم که ببینی
در من اثر سخت ترین زلزله ها را
پرنقش تراز فرش دلم بافته ای نیست
ازبس که گره زد به گره حوصله هارا
ما تلخی نه گفتنمان راکه چشیدیم
وقت است بنوشیم ازاین پس بله ها را
بگذار ببینیم براین جغد نشسته
یک بار دگر پرزدن چلچله ها را
یک بار هم ای عشقِ من ازعقل میندیش
بگذارکه دل حل بکند مسئله ها را
چشم رضا و مرحمت بر همه باز میکنی
چونکه به بخت مارسد این همه ناز میکنی
آتش عشق تو در جان خوشتر استجان ز عشقت آتشافشان خوشتر است
هر که خورد از جام عشقت قطرهایتا قیامت مست و حیران خوشتر است
تا تو پیدا آمدی پنهان شدم زانکه با معشوق پنهان خوشتر است
درد عشق تو که جان میسوزدم گر همه زهر است از جان خوشتر است
درد بر من ریز و درمانم مکن زانکه درد تو ز درمان خوشتر است
مینسازی تا نمیسوزی مراسوختن در عشق تو زان خوشتر است
چون وصالت هیچکس را روی نیستروی در دیوار هجران خوشتر است
خشکسال وصل تو بینم مداملاجرم در دیده طوفان خوشتر است
همچو شمعی در فراقت هر شبیتا سحر عطار گریان خوشتر است
گنجیشگک اشی و مشی لبه بوم ما نشین
بارون میاد خیس میشی برف میاد گوله میشی
میوفتی تو حوض نقاشـــــی
خیس میشی گوله میشی میوفتی تو حوض نقاشی
کی میگیره فراش باشی کی میکشه قصاب باشی
کی میپزه آشپز باشی کی مخوره حکیم باشی
رو سر بنه به بالین تنها مرا رهاکن
ترک من خراب شبگرد مبتلا کن
گر چه رفتی ، زدلم حسرت روی تو نرفت در ِ این خانه به امید تو باز است هنوز
امید دل من کجایی
سحر شد چرا پس نیایی
چرا نیایی که بی تو نالانم
آتش عشقت زد شرر به جانم ....